Welcome to my world/ به دنیای من خوش آمدید

Welcome to my world/ به دنیای من خوش آمدید



دنیایی به دور از تعصب، حسادت، تنفر و ناامیدی، این دنیایی است پر از عشق و عشق به انسان. دنیای امید به فردایی بهتر. دنیای تلاش برای بهتر زندگی کردن، برای بیشتر یاد گرفتن. دنیایی آزاد و برابر همچون آمال و آرزوهایم







torsdag 14 mars 2013

فلسفه زندگی؟

بعضي وقتها سؤال هاي فلسفي در باره  زندگي مشغله فكري آدم ميشه، معناي زندگي، چيه؟ هدف از زندگی کردن چیه؟ آیا هدف لذت بردن از لحظه هاست و یا لذت بردن از طبیعت، از مصاحبت با نزديكان، لذت بردن از عشق ورزي با معشوق و یا از ديدن ديدنهاي جهان. لذت بردن از یک قدم زدن ساده در تنهايي و یا لذت بردن از شنيدن يك موسيقي دلنشين؟ خواندن یک کتاب خوب و یا یک قطعه شعر. لذت بردن از ديدن رقص يك ماهي دريايي و یا یک شیرجه در دریای آبی، در یک روز آفتابی؟ لذت بردن از خنده یک کودک و یا لذت بردن از بزرگ شدن کودک خویش؟ در واقع میلیونها اتفاق و موضوع زیبا و ارزشمند هست که یک انسان می تواند از آنان در زندگی خویش لذت ببرد و از زندگی کردن خوشحال و راضی باشد. 

شايد هدف از زندگی همه موارد بالا هست. ولي این جوابها با زندگی واقعی ما مردم کارکن، مزدبگیر، مردم عادی یعنی اکثریت جامعه اصلآ جور در نمیاد. چي نصيب ما مردم عادي از زندگي میشه؟ خستگي كار هر روزه تكراري بدون لذت. کودک خیابانی بی آینده. دست کارگری که زیر چرخ ماشین تولید له شده. خانه بی سقف و سفره بی نان. جوان بیکار و پدر معتاد. تن فروشی و آدم فروشی. مادر داغدیده و جوان اعدام شده. زجر هجر عزیزان و مرگ دلخراش رفیقان.  با اینحال ما دو دستی به این زندگی چسبیدیم و با تمام وجود تلاش می کنیم زنده بمانیم. چرا؟ مگر نه اینکه فردا هم عین امروز است و باید ما کار کنیم تا سرمایه داران گردن کلفت تر شوند؟ مگر نه اینکه در بهترین حالت و در بهترین کشورها ما برده های بانکها، سرمایه مالی، هستیم و هر چه مزد می گیریم باید دو دستی تقدیم بانکها کنیم که به ما لطف کردند و به ما وام دادند تا ما بتوانیم سقفی بالای سر خود داشته باشیم، لباسی به تن و ماشینی زیر پا؟ چرا ما اینقدر لجبازانه به زندگی و زنده ماندن، چسبیده ایم؟

من فكر نميكنم معني زندگي و هدف جامعه انسانی از بدو تشکیل این بود. این كه نود درصد كار كنند، زحمت و زجر بكشند، محروميت بكشند تا ده درصد جامعه در ناز و نعمت غرق شوند. این نود درصد کارشان تولید، رشد، ساختن و شکوفایی جامعه باشد و این ده درصد، كارشان نابودي طبيعت برای سود بیشتر و نابودی حيوانات وحش براي لذت، برای پوست و عاج و دندانشان. این نود درصد مدافع آزادی و برابری انسانها و آن ده درصد مدافع سرکوب و اعدام، ظلم و بی عدالتی، جنگ و کشتار.  این دنیا به قول یکی از فیلسوفان بزرگ قرن پیش، وارونه است، سر و ته است. عوضی است. هیچ چیز سر جای خودش نیست. رمز تلاش ما برای زنده ماندن و امروز را به فردا رساندن در همین است. اکثریت مردم جهان می خواهند این دنیای وارونه را به حالت طبیعی و انسانی خود بازگردانند. برای همین است ما لجبازانه و با امید به این زندگی کوفتی چسبیده ایم. تا شاید فردا جامعه آزاد و برابر را ببینم. برای همین است که ما هر شب به امید و آرزوی فردایی روشن، شب را سر می کنیم و زنده می مانیم. اگر این امید و این آرزوی انسانی در قلبهایمان نبود، من یکی، امشب را آخرین شب زندیگیم می کردم.

söndag 10 juni 2012

حمایت از ۲۰ جون روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی ایران

 حمایت از ۲۰ جون روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی ایران

زندانیان سیاسی باید بیدرنگ آزاد گردند
جمهوری اسلامی حکومت وحشت و خفقان، حکومتی که با سرکوب انقلاب آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم ایران، پا گرفت. حکومت زندانیان بیشمار سیاسی است. این حکومت قتل عام زندانیان سیاسی است. این حکومت شکنجه  و آزار زندانیان سیاسی است. از آغاز به قدرت رسیدن جمهوری ضد بشر اسلامی، زندانهای این رژیم پر بوده از زندانیانی که به خاطر عقاید سیاسی خود بازداشت شده و در بیدادگاه های حکومت به زندان محکوم شده اند. بخشی از این زندانیان حتی به این بیدادگاه ها راه نیافتند و بی خبر سر به نیست شدند.
هم اکنون جان زندانیان بسیاری در زندانهای اوین و گوهر دشت در  خطر است. جمهوری اسلامی با در پیش گرفتن روش فاشیستی و ضد انسانی از مداوی زندانیان سیاسی سرباز می زند. حکومت حتی داروهایی که خانواده زندانیان سیاسی تهیه می کنند به زندانی نمی دهند. بهداشت غیر قابل تحمل در سلولها، حمام و دستشویی ها، زندانیان را به انواع مریضی دچار می کند. مرگ تدریجی زندانیانی که حکم اعدام نگرفته اند هدف جمهوری اسلامی است. زندانیان سیاسی بسیاری تا به در زندان در گذشته اند.
تنها در زندان گوهر دشت تا به حال هشت زندانی سیاسی از جمله منصور رادپور در گذشته اند. مسلم این زندانیان سیاسی زیر شدیدترین شکنجه و فشار بوده اند و قاتل مستقیم آنها جمهوری اسلامی است. هم اکنون تعداد بسیاری دیگر در همین زندان مریض و وضعیت بحرانی دارند. خانواده های این زندانیان نگرانند که جمهوری اسلامی عزیزان آنها راه به مرگ طبیعی بکشد.
مردم جهان در کنار مردم ایران روز بیست جون صدای اعتراض خود را علیه جمهوری اسلامی بلند خواهند کرد و خواستار آزادی کلیه زندانیان سیاسی خواهند شد.باید از بیست جون روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی ایران، بیدریغ حمایت کرد. سال گذشته در چنین روزی صدها انسان شریف در اقصی نقاط جهان به خیابان آمدند تا تنفر خود را از خفقان مستقر در ایران به نمایش بگذارند. امسال باید با تمام قوا به خیابان آمد و مردم دنیا را به اعتراض به جنایتی که جمهوری اسلامی در حق زندانیان سیاسی روا می دارد، واداشت. منافع حکومت های اروپایی نمی گذارد که این حکومت ها براساس شعارشان، یعنی اعتراض به نقض حقوق بشر در کشورهای دیگر، عمل کنند. باید این موضوع را به مردم اروپا توضیح داد و از مردم خواست که حکومت های خود را مورد بازخواست قرار دهند.
فراخوان خانواده های زندانیان سیاسی و خانواده های اعدامیان سیاسی به همه سازمانها و احزاب، گروه ها و جریانات سیاسی، ایرانیان خارج کشور و مردم این است که به روز اعتراض به سرکوب سیاسی درایران، به روز حمایت و پشیبانی از زندانیان سیاسی ایران بپیوندید. روز بیست جون ۲۰۱۲ باید روز حمایت های گسترده در سراسر جهان از زندانیان سیاسی ایران باشد. شعار و خواست ما، آزادی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی است.

lördag 2 juni 2012

اول جون (۱۲ خرداد) روز جهانی کودک !؟


روز جهاني كودك را هر ساله، هزاران فعال جنبش دفاع از حقوق جهان شمول كودكان را وا می دارد كه از وضعيت كودكان در جهان خبر تهيه كنند،  گرارش و آمار بدهند و عكس و فيلم از شرايط بد كودكان به طور عموم و به ويژه از كودكان كار و خياباني، كودك أزاري و سواستفاده جنسي از كودكان، منتشر كنند.
اما متاسفانه نه تنها ما شاهد بهبود وضعيت كودكان نيستيم بلكه هر روزه به كودكان خياباني و كار افزوده مي شود. قوانين بين المالي سوراخ ها و ضعف های جدي دارند كه كشورهاي عضو سازمان ملل با اينكه تعهد داده اند كه حقوق كودكان را پايمال نكنند، با توسل به این ضعفها، از زير بار مسوليت به راحتی فرار ميكنند.

كشورهاي مانند ايران، پاكستان و هندوسنان با هزاران ترفند كودكان را به كار ميگيرند. اقتصاد اين كشورها وابسته به کار ارزان است. کار کودک ارزانترین نیروی کار برای کارفرمایان و صاحبان کارگاه های تولیدی کوچک است. کودکان خیابانی بخشی از این نیروی کار ارزان هستند که توسط باند ها و شرکت های کوچک و بزرگ مورد سئواستفاده قرار می گیرند.

آمارهای کودکان کار درایران بسیار ضد ونقیض و با تفاوتهای فاحش منتشر می شود. دو هفته پیش مرکز آمار جمهوری اسلامی کودکان کار در ایران را دو و نیم میلیون اعلام  کرد. اما انجمن های غیر دولتی مدافع حقوق کودکان این آمار را بسیار بیشتر از این می دانند و صحبت از حدود هفت میلیون کودک کار درایران می کنند. یکی از ترفندهای مرکز آمار جمهوری اسلامی این است که کودکان کار بین ۱۵ تا ۱۸ سال را به حساب نمی آورند. و همچنین کودکانی که در مزارع و کارگاه های خانواده گی کار می کنند نیز به حساب نمی آیند. تعدا کودکان کار هر چه باشد و هر کدام از این آمارها واقعی باشد، کار کودکان غیرقانونی، غیر انسانی و باید ممنوع باشد. حتی یک کودک هم نباید مجبور باشد برای زنده ماندن، کار کند. جامعه باید بتوانند رفاه، مسکن و مدرسه برای همه کودکان خویش تهیه کند. جامعه ای که کودکان آن آزاد، شاد و سالم نیستند، جامعه ای خوشبخت و عادلانه نیست.
کودکان کار خیابانی در ایران، از دیگران شرایط بسیار بدتری دارند. و مورد اذیت و آزار بیشتری قرار می گیرند. اولین قدم برای مبارزه با کار کودکان، نجات کودکان خیابانی از خیابانها است. جامعه باید نسبت به این امر حساس باشد و مراکز سالم و مطمئنی را برای این کودکان تدارک ببیند.

کودک آزاری و سؤاستفاده جنسی از کودکان نیز همچنان در جهان و بویژه در کشورهای فقیر و دیکتاتور زده، ادامه دارد. در کشورهای پیشرفته مانند کشورهای اروپایی قوانین منع کودک آزاری و سؤاستفاده جنسی، بخشآ مانع گسترش این پدیده شوم شده است. اما هنوز هم مدیا از وقوع کودک آزاری و سؤاستفاده جنسی از کودکان به صورت سازمان یافته توسط باندهای تبهکار خبر می دهد. در کشورهای مانند ایران موضوع بسیار وحشتناک است که نه تنها قانونی صریع برای دفاع از حقوق کودکان نیست بلکه عملکرد دولتمردان در رواج خشونت در جامعه خود عامل مهمی برای گسترش خشونت بطور عموم در جامعه و بطور خاص علیه بخش های ضعیف جامعه مانند کودکان و زنان می باشد. روزنامه های دولتی جمهوری اسلامی هرروز بخش کوچکی از این خشونت ها علیه کودکان را منتشر می کنند. همین بخش کوچک گواه عمق و گسترده گی کودک آزاری در ایران است.

بر اساس آمارهای سازمان ملل، هنوز هم حدود ۳۰۰۰۰ کودک سرباز وجود دارد که در جنگهای منطقه ای و یا داخلی مورد استفاده قرار می گیرند. سازمان ملل تا به حال کار جدی برای نجات کودکان سرباز انجام نداده است. تصویب قطعنامه و تذکرات شفاهی هیچ کمکی به کودکانی که مجبورند اسلحه حمل کنند و در بدترین شرایط زیستی بسر برند، نمی کند. این کودکان گآهآ مجبور می شوند برای نجات جان خود پدر و یا مادر و یا دیگر اعضای خانوداه خود را بکشند. کشورهای بزرگ و قدرتمند جهان، تولید کننده همان سلاح های هستند که این کودکان مجبورند حمل کنند و بجنگند. سود های میلیاردی شرکت های تولید اسلحه مانع بزرگ نجات این کودکان و خاتمه جنگ های محلی و داخلی است.

یکسال دیگر گذشت و هنوز کودکان بسیاری در دنیا از گرسنگی، بی خانمانی و آوارگی رنج می برند. هنوز هزاران کودک از آب سالم آشامیدنی محروم هستند. و هنوز کودک آزاری و سؤاستفاده جنسی از کودکان، سود های هنگفت به جیب تبهکاران و جنایتکاران سازمان یافته می ریزد. اعضای جسم کودکان در بازار جهانی به فروش می رسد. جمهوری اسلامی در این میان روی همه جنایتکاران دنیا را سفید کرده است و کودکان زیر ۱۸ سال را اعدام می کنند. زندانهای جمهوری اسلامی پر از کودکانی است که جرمشن تنها کودک بودن و بی پناه بودن است.

جامعه جهانی باید شرم کند که در سال ۲۰۱۲ هنوز آمارهای وحشتناکی از کودک آزاری، کودک کار، کودک جنگ، و کودکان برده سکسی منتشر می شود. این جامعه جهانی مریض است و باید معالجه شود. قدرمتداران امروزی تنها به فکر منافع خود و پر کردن حساب های بانکی خود هستند. جنبش ۹۹٪ ها باید با تشکیل سازمانهای گسترده آحاد 

onsdag 23 maj 2012

آکسیون: استکهلم, شنبه 26 می: روز جهانی علیه فتوای قتل شاهین نجفی و در دفاع از آزادی بیان و نقد مذهب

آکسیون: استکهلم, شنبه 26 می: روز جهانی علیه فتوای قتل شاهین نجفی و در دفاع از آزادی بیان و نقد مذهب


برعلیه احکام فتوای قتل توسط آیت الله های جمهوری اسلامی که نسبت به شاهین نجفی و جوانان آزادیخواه صادر کرده اند و در حمایت از آزادی بیان به خیابانها خواهیم آمد.
زمان: شنبه 26 می 2012 ساعت 17:30
مکان: میدان مینتوریت (mynttorget) در مرکز شهر استکهلم
در این آکسیون"لارش ویکس" و نهادها،سازمانها و افراد مدافع آزادی بیان و نیز گروه های موزیک شرکت خواهند داشت و حمایت خود را از مردم ایران اعلام خواهند داشت و جمهوری اسلامی را محکوم خواهند کرد. در صورت تمایل به صحبت و یا اجرای برنامه موزیک در این آکسیون میتوانید با ایمیل زیر تماس بگیرید.
ما از همه جوانان، زنان و مردم آزادیخواه میخواهیم که همبسته در حمایت از جنبش آزادیخواهی جوانان و مردم ایران بر علیه جمهوری اسلامی همزمان با سایر شهرهای دنیا در آکسیون شهر استکهلم شرکت کنند.

کمیته برگزار کننده:
نهاد ungdomar och framtid  (جوانان و آینده) 

torsdag 17 maj 2012

در دفاع از حق آزادی بیان و علیه فتوای قتل شاهین نجفی


ترانه جدید شاهین نجفی به نام ًنقیً صفی از مخالفان آزادی بیان از آیت اله های حجره نشین قم تا روشنف‍کران ملی، مذهبی ساکن اروپا و امریکا را، متحدانه علیه این خواننده بسیج کرده است. فتوای قتل دادند، مقاله نوشتند، و ترانه را تحلیل و تفسیر کردند تا آزادی بیان انسانها را محدود کنند.
اما صف دیگری نیز از مردم، احزاب وسازمانهای مدافع آزادی بیان وجود دارد که یکپارچه برای دفاع از آزادی بیان بطور عموم و برای دفاع از جان و آزادی بیان شاهین نجفی به میدان آمده است. این اولین بار نیست که صف ارتجاع، رهبران مذهبی و سیاسی حکومت اسلامی تهران، علیه هنرمندان منتقد سنت و مذهب  می شورند، فتوا می دهند و تهدید به قتل می کنند.
 پیشتر از این عکس نیمه لخت نیم تنه گلشیفته فراهانی جنجال به پا کرد و همین صف خروشیدند و جوشیدند تا این هنرمند را خفه کنند. جنبش ارتجاعی اسلام سیاسی تا به حال ده ها نویسنده، خواننده، طراح، فیلمساز و هنرمند های دیگر را به خاطر  نقد و اعتراضشان علیه افکار پوسیده رهبران اسلامی در خاورمیانه، یا تهدید به قتل کرده اند و یا به قتل رسانده اند. فریدون فرخزاد یکی از قربانیان همین فتواهای قتل از سوی رهبران اسلامی ایران است. از مصر و مراکش تا عربستان و الجزایر، از ایران و پاکستان و افغانستان تا کشورهای اروپایی و غربی، این تهدیدها و قتل ها اتفاق افتاده و می افتد.

برای دفاع از آزادی بیان باید یکپارچه در برابر فتوای قتل شاهین نجفی ایستاد. مهم نیست که آدم کار هنری شاهین نجفی و یا گلشیفته فراهانی را قبول داشته باشد یا نه، مهم این است که این برخورد ارتجاعی  با هنرمندانی که برای ابراز نظر شیوه های نو و غیر معمولی را بکار می برند، حق آزادی بیان اینان به عنوان یک انسان، زیر پا گذاشته می شود.
بحث تنها بر سر آزدای بیان این هنرمندان و یا نویسنده گان نیست. بحث بر سر حق آزادی بیان همه مردم است. و رهبران مذهبی به خوبی می دانند که اگر موفق شوند هنرمندان را با تهدید و فتوای قتل خفه کنند، به راحتی می توانند، مردم را   سرکوب کنند. فتوای قتل شاهین نه فقط به خاطر خفه کردن شاهین بلکه به خاطر ترساندن مردم از انتقاد به مذهب است.
رهبران جمهوری اسلامی از این تاکتیک از اول به حکومت رسیدنشان تا به حال استفاده کرده اند. برپاکردن علنی چوبه های دار برای ترساندن مردم معترض برپا می شود. این فتوای قتل و فتواهای دیگر علیه منتقدین مذهب دقیقآ همین تاکتیک 
را دنبال می کند.

این امر را برای مردم باید توضیح داد و تلاش کرد مردم به اعتراض علیه این فتوای قتل کشاند. تا همین امروز در دنیای مجازی این حرکت اعتراضی بسیار گسترده است ولی این کافی نیست. باید به خیابانها آمد و اعتراض علیه این خفقان مذهبی را فریاد کرد. این موضوع به آزادی بیان همه ما مربوط می شود. اگر رهبران قدرت های اسلامی بتوانند هنرمندان، نویسندگان و شاعران را خفه کنند،  ما مردم را که دیگر به راحتی از دم تیغ می گذارنند.
در تظاهراتهای اعلام شده در خارج کشور باید شرکت کرد. به هر وسیله ای که می توان باید اعتراض خود را علیه خفقان مذهبی حاکم در ایران به گوش جهانیان رساند. مردم در ایران گرفتار یک حکومت خونخوار و وحشی هستند که هر اعتراضی را به خاک و خون می کشد. اما در خارج کشور مردم این فرصت را دارند که آزادانه دست به اعتراض بزنند. به صف معترضین علیه فتوای قتل شاهین نجفی بپیوندید. فریدون فرخزاد را بیاد بیاورید که این جانیان چگونه بیرحمانه به قتل رساندند. نباید گذاشت که این اتفاق برای شاهین نجفی بیفتد.


söndag 22 april 2012

ماشين جنايت جمهوري اسلامي٬ در سه روز جان ۹ نفر را گرفت!


ماشين جنايت جمهوري اسلامي٬ در سه روز جان ۹ نفر را گرفت!
نه نفر بدون چهره و بعضا بدون اسم اعدام شدند و جانيان فقط گفتند به اتهام اعمال منافي عفت و يا قاچاق مواد مخدر٬  جان اين جوانان را گرفته اند٬ به اين جنايات بايد اعتراض کرد!

محکومين به اعدام انتظار دارند ما بيش از اينها اعتراض کنيم و جلوي اين جنايات را بگيريم.  اين انتظار بحقي است!
جهت اطلاع همگان٬ ديوارهاي زندانهاي حکومت اسلامي ديگر ابدا ضخيم نيست. اخبار به سرعت برق از اين ديوارها رد ميشود و زندانيان و بويژه محکومين به اعدام٬ اخبار اعتراضات٬ تظاهراتها و يا سکوت نهادها و سازمانها به اين وقايع را به دقت دنبال ميکنند. اين زندانيان و بويژه فعالين سياسي محکوم به اعدام و همه محکومين به اعدام انتظار دارند که ما خطرناک بودن وضعيت آنها را درک کرده و هر آنچه در توان داريم انجام دهيم. به اين فراخوان برحق از زندانيان سياسي و از طرف اعداميها بايد پاسخ درخور داد.
کميته بين المللي عليه اعدام با انتشارمجدد اسامي و عکس تعدادي از محکومين به اعدام اعلام ميکند که جان اين انسانها در خطر است و همه سازمانها و احزاب و شخصيتهاي سياسي و همه مردم بايد متحدانه به اين جنايات حکومت اسلامي اعتراض کنند.

حکومت اسلامي ايران به چوبه دار تکيه کرده و کماکان از جوانان ومردم ايران قرباني ميگيرد. در يک هفته اخير ٬ در زندانهاي زنجان٬ سمنان و شيراز هشت نفر اعدام شدند و در مرودشت جنايتکاران يک جوان را به اتهام " انجام اعمال شنيع"! در مقابل چشم مردم و در ملا عام به دار آويختند. چهارشنبه ٣۰ فروردين در زندان سمنان ٬ يک نفر را اعدام کردند. سه شنبه ۲۹ فروردين در زندان زنجان دو جوان را اعدام کردند. و يکشنبه ۲۷ فروردين در زندان عادل آباد شيراز به يک قتل دسته جمعي دست زده و پنج نفر را اعدام کردند. چهار نفر از اعدام شدگان افغانستاني مهاجر و شهروند ايران  بودند.
جمهوري اسلامي ايران در صدد است چند نفر فعال سياسي را نيز اعدام کند. از جمله شيرکو معارفي که از روز ۱۶ فروردين در زندان سقز به اعتصاب غذا دست زده و تا کنون به خواستهاي او توجهي نکرده اند.
عبدالرضا قنبري استاد دانشگاه شاعر٬ معلم دبيرستان  و پدر دو فرزند که بدليل شرکت در اعتراضات خياباني عليه حکومت اسلامي دستگير و با پرونده سازي به اعدام محکوم شده است. 
زانيار و لقمان مرادي دو جوان از کردستان که رژيم اسلامي حکم اعدام آنها را تاييد کرده و هر لحظه خطر اجراي حکم اعدام آنها وجود دارد.


حميدي قاسمي شال ايراني کانادايي ۴۲ ساله که در سال ۲۰۰۸ براي ديدار با خانواده اش به ايران رفته و اکنون در سلول مرگ حکومت اسلامي ايران نشسته است.

حبيب الله گلپري پور سالها است که با خطر اعدام دست و پنجه نرم ميکند٬ او را نيز تهديد کرده اند که حکمش بزودي اجرا ميشود. او را به زندان سمنان منتقل کرده اند حبيب در  ۱۸ مارس ۲۰۱۲ نامه سرگشاده اي نوشت و گفت: شکنجه های فیزکی و روحی مرا تا حد مرگ بردند٬ صداي ما از سلول زندان به گوش کسي نميرسد.

 سعيد ملک پور که به اتهام  برنامه نويسي براي وبلاگ ها به اعدام محکوم شده است او شهروند کانادا است.

عبدالرحمن حیدري، طاها حیدري، جمشید حیدري، منصور حیدري و امیر معاوي که متاسفانه عکسهايي از اين چند نفر در دسترس نبود. ٬ و تعداد زيادي ديگري هستند که در زندانهاي حکومت اسلامي در انتظار اجراي حکم اعدام هستند. بايد متحدانه به پا خاست و عليه اين جنايات حکومت اسلامي بيش از پيش اعتراض کرد. زندانيان و محکومين به اعدام انتظار دارند که ما براي نجات جان آنها بيش از پيش فعاليت کنيم.

کميته بين المللي عليه اعدام
۲۱ آوريل ۲۰۱۲

 
Mina Ahadi
International Committee against Execution
International Committee against Stoning
Email: minaahadi@aol.com
Tel: 0049 (0) 1775692413
http://notonemoreexecution.org
http://stopstonningnow.com/wpress/

lördag 21 april 2012

بازار داغ نژاد پرستی و نقش جمهوری اسلامی


 اين روزها بازار نژاد پرستي، مليت و قوم پرستي داغ داغ است. از يكطرف جمهوري اسلامي با برنامه ريزي دقيق به طور سيتماتيك به این بازار خواراك می دهد  
 و از طرف ديكر بخشی از اپوزيسيون بازار را داغتر ميكند. چه كساني سودهاي اين بازار به جيبشان سرازير مي شود؟ جه كساني از تنفر بين اقوام مختلف  سؤاستفاده ميكنند؟ اين اختلافات بين اقوام ساكن ايران چقدر ضربه به جنبش سراسري ازادیخواهانه و برابری طلبانه مردم می زند؟. 
 چرا ما مردم عادي و بي سرمايه و بی ملك واملاك بدام حيله هاي مزورانه چپاولگران ثروتهاي مردم می افتیم؟

جمهوری اسلامی، حکومت تبعیض است. تبعیض بین زنان و مردان، تبعیض بین ادیان مختلف، تبعیض بین اقوام مختلف، قوانین این حکومت براساس تبعیض بنا شده است. 
در آغاز حکومت اسلامی هر رنگ و بوی و نشان ناسیونالیسم، مورد قهر رهبران حکومت قرار گرفت اما رفته رفته حکومت فهمید که می تواند با دمیدن در ساز ناسیونالیسم ، بخشی از مردم و اپوزیسیون را به خودش جلب کند. توهین به دیگر اقوام ساکن ایران فقط منحصر به اعراب نشد. به ترکها هم رسید. کردها، لرها، ترکمن ها، و بلوچها را هم دربر گرفت. مناطق محرومی مانند کردستان، لرستان و بلوچستان محرومتر شدند. محققین من درآوری جمهوری اسلامی به سبک محقیقین هیلتری هر از چند گاهی کشفی کردند و در مدیای دولتی، در بوغ و کرنا کردند که ترکها و عربها به قوم ترک یا عرب تعلق ندارند، فقط زبانشان ترکی و عربی است.  سلطنت طلبها، ملی گرایان مذهبی و غیر مذهبی و قوم گرایان ترک و عرب و کرد با جمهوری اسلامی در این بخش هماهنگ هستند و همگی به نوعی بازار اختلاف بین مردم ایران داغتر می کنند. ما مردم ایران در ایر شرایط حساس باید هشیارتر از هر زمانی باشیم و به دام نژاد پرستی، قوم پرستی و ناسیونالیسم افراطی نیافتیم. 
اینان خواب بدی برای مردم ایران دیده اند. روییای یوگسلاویزه کردن ایران را در سر می پروارنند.

توهین و تحقیر به همشهریان افغان عملکرد روزمره حکومت اسلامی است. توهین و تحقیر به این بخش از شهروندان در رابطه با سیزده بدر در اصفهان صدای ْخودیْ های حکومت اسلامی را هم درآورد. دمیدن در بوق جنگ بر سر جزایر سه گانه ابوموسی، همه و همه سیاستهای ضد انسانی است که جمهوری اسلامی با نقشه و حساب شده به پیش می برد. هنوز هیچ اتفاقی نیافتده است، بخشی از مخالفین جمهوری اسلامی در کنار حکومت قرار گرفته اند و تبلیغات این حکومت ضد مردمی را در رابطه با جزایر سه گانه ابوموسی باور کرده اند. و سایت ها و وبلاگها پر شده است از گفتار ضد عرب و جنگ طلبانه. سیاست جمهوری اسلامی در رابطه با جزایر سه گانه همان تولید بحران با خارج کشور برای سرپوش گذاشتن بر بحرانهای داخلی و برای سرکوب جنبش اعتراضی مردم در داخل کشور است. جمهوری اسلامی حکومت بحران است. و از آغاز با بحران سازی با غرب، شروع جنگ با عراق، توانست بهانه ای بیابد و انقلاب آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم را سرکوب کند. بحران با اسرائیل، بحران اتمی  و بحث حمله به  ایران فقط و فقط به عمر نگنین جمهوری اسلامی اضافه می کند. این سیاستها دقیقآ در راستای همان سیاستهای داخلی حکومت است. تولید بحران با خارج از کشور و دامن زدن به اختلاف مردم در داخل کشور، دو روی سکه سیاست سرکوب مردم است.
 این حکومت، حکومت تفرقه است. تفرقه بین اقوام ساکن ایران را دامن میزند تا به راحتی بتواند مردم را سرکوب کند. ماجرای سرکوب ترکمن صحرا و کردستان در سال های اولیه به قدرت رسیدن اینان، مثال بسیار روشنی است. 

در طول حکومت پهلوی، سرکوب سیستماتیک ملی علیه مردم در کردستان، بلوچستان، خوزستان، آذربایجان جز سیاست هرروزه بود. این شیوه سرکوب را جمهوری اسلامی نیز یه ارث برد. و از همان آغاز بیرحمانه به سرکوب ملی اقوام ساکن ایران پرداخت. توهین و تحقیر به قوم های ساکن ایران هم چیز جدیدی نیست و ابداع
 جمهوری اسلامی نیست. حکومت پهلوی با دستگاه عریض و طویل تبلیغاتیش هر روزه تحت پوشش های مختلف از جمله شوخی و جوک، مشغول این کار بود. 
يك جوك ساده و فقط براي شوخي عليه تركها، عربها، كردها، شمالي ها، لرها، فارسها، و ما باورمان ميشود كه فقط براي شوخي است و با همين جوكها و با  همين ساده کردن قضيه به اختلافها دامن ميزنیم. باید در مقابل برتری طلبی نژادی، شعارهای قوم پرستانه، ایستاد. منشا قضاوت و حرکت ما انسان بودن ما باید 
باشد. آیا اینکه همه انسانیم و همه در این سرزمین به دنیا آمده ایم و همه حق برابر داریم کافی نیست؟

از شعارهای برتری طلبی نژادی آریایی تا شعارهای قوم پرستانه ترک و لر و کرد، همه و همه جاده را برای جنگ داخلی و کشتار همکار و هم محلی و همسایه صاف می کنند. تجربه یوگسلاوی سابق را ببینیم، بخوانیم و درس بگیریم که چگونه همسایه های دیروز، زن و شوهرهای دیروز، به دشمنان خونی همدیگر تبدیل شدند. ما مردم ایران نه به جنگ با خارجیان نیاز داریم و نه به جنگ داخلی با برادران و خواهران خود در ایران. ما به اتحاد و همبستگی برای سرنگونی  جمهوری اسلامی و برقراری حکومت مردم بر مردم نیاز داریم. ما به هشیاری عمومی برای خنثی کردن حیله ها، دسیسه ها و توطئه های رنگارنگ جمهوری اسلامی نیاز داریم.