Welcome to my world/ به دنیای من خوش آمدید

Welcome to my world/ به دنیای من خوش آمدید



دنیایی به دور از تعصب، حسادت، تنفر و ناامیدی، این دنیایی است پر از عشق و عشق به انسان. دنیای امید به فردایی بهتر. دنیای تلاش برای بهتر زندگی کردن، برای بیشتر یاد گرفتن. دنیایی آزاد و برابر همچون آمال و آرزوهایم







söndag 12 oktober 2014

چه زیباست، چه تلخ و دردناک است!

چه زیباست این همبستگی انسانی با مردم شریف و رزمنده کوبانی و چه تلخ و دردناک است این جنگ ناعادلانه در کوبانی، این جنگ سربازان اسلام علیه شرافت انسانی، علیه عشق، علیه موزیک و شادی، علیه زن و برابری انسانها، آری چه و حشتناک است. 
این  عکس  زیبا و پر معنا از تظاهرات مردم افغانستان در همبستگی  با کوبانی و علیه داعش است. این پلاکارد، گویایی بسیاری دارد، همبستگی اعلام می کند و همزمان به مبارزه ای واحد، تو را دعوت می کند. کوبانی راه را نشان میدهد. بیایید چون زنان شیر دل کوبانی باشیم و از اسلامیون کف به دهن آمده داعش وحشت نکنیم. در مقابلشان بیایستیم و سرنوشت خودمان را دردست بگیریم. این پلاکارد می گوید که داعشیان درافغانستان هم هستند و در ایران هم در حکومتتند.
نمونه این تظاهرات باشکوه در دانشگاههای ایران، تبریز، اورمیه ، شهرهای شمال ایران، مشهد، تهران، سنندج و اکثر شهرهای ایران برای همبستگی انسانی با مردم کوبانی، برپا شده است. اورپا، امریکا و دیگر کشورهای دنیا از این قاعده، جدا نیستند. در همه دنیا فریاد کوبانی، کوبانی برپاست.
دولت ترکیه که مستقیمآ همدست داعش در قتل عام مردم کوبانی است، نباید بدون مجازات از مهلکه بیرون بیایید. باید پیگیرانه این دولت را افشا کرد. علیه این دولت باید اقامه دعوا در لاهه و تمام مراکز حقوقی بین المللی ، کرد. همزمان باید مردم رابه تحریم توریستی، تفریحی از ترکیه دعوت کرد. اجناس ساخت ترکیه را باید تحریم کرد. باید دنیا را علیه این همدستان داعش شوراند .


onsdag 19 mars 2014

بهار

 
بهار
در کوچه پس کوچه های ذهن من
صدای پای بهار میآد.
بر نسیم رؤيیای من،
بوی بهار، سواری می کند.
باد آرزوهای دور،
در وجود من می چرخد.
شوق دویدن،
در رگهایم، پایین و بالا می پرد.
شقایق ها،
در مردمک چشمانم، گل می دهند.
آب جاری چشمه
شقایق ها را سیراب می کند.
زندگی زیر پوست تنم،
غلغله براه می آندازد.
تبسم،
بر لبانم می رقصد.
خورشید از لابلای ابرهای خاکستری
به اطاقم، سرک می کشد.
پرنده ای شوخ
بر پنجره بسته، ضرب می گیرد.
من گرم می شوم.
من شاد می شوم.
من امید می شوم.
من خنده می شوم.

lördag 28 september 2013

زندانی سیاسی سرشناس، سعید ماسوری، تهدید به اعدام شد!

بازجویان جمهوری اسلامی سعید ماسوری، زندانی سیاسی سرشناس و خوشنام را که سالهاست در زندان مورد اذیت و آزار قرار می گیرد را به جرم همبستگی با زندانیان دیگر و به جرم قلب مهربانش که از کشته شدن و سرکوب فعالین سیاسی، نگران و متآثر شده بود، تهدید به اعدام کردند. بر طبق گزاشات سازمانهای مدافع حقوق بشر، تعداد دیگری از زندانیان سیاسی، از جمله خالد حردانی، تهدید به اعدام شده اند.

جمهوری اسلامی همچنان بر حربه سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام در داخل کشور تاکید می کند. اینکه روحانی با لبخد عاریتی خاتمی به ملاقات رهبران کشورهای غربی می رود، تلاشی است برای وقت خریدن، تا سعی کنند از فروپاشی حکومت اسلامی جلوگیری کنند. قدرت مافیایی حکومت اسلامی، با بحرانهای گوناگونی دست و پنجه نرم می کند. بحران اتمی و تحریمها، قوض بالا قوض برایشان شده است. سرکوب سیستماتیک زنان، جوانان، دانشجویان، کارگران و دیگر اقشار مردم، نه تنها جواب نداده است بکله صدای اعتراضات مردم در گوشه و کنار ایران، همچنان به گوش می رسد. 

مردم آزادیخواه!
سازمانها و احزاب آزادیخواه!
سازمانها و گروه های مدافع حقوق بشر!
خانواده های زندانیان سیاسی که سالهاست،عزیزان خود را در پشت میلیه های آهنین زندانهای مخوف جمهوری اسلامی می بینند، از تهدید عزیزان خود به اعدام توسط بازجویان بیرحم جمهوری اسلامی، به شدت نگران شده اند و چشمان افسرده اشان منتظر اقدامات انسان دوستانی شما است. باید یکصدا به این تهدیدها و اذیت و آزارها، اعتراض کرد. سعید ماسوری زندانی سیاسی که اخلاق انسانی اش زبانزد تماهی همبندیهاش است، جرمی ندارد جز اینکه یک انسان همنوع دوست و عاشق آزادی خوشبختی مردمش است.
سعید ماسوری به مدت ۱۳ سال است که در زندان به سر می برد. سالها در انفرادی مورد اذیت و آزاد قرار گرفت و در نهایت محکوم به اعدام شد. در پی اعتراضات جهانی به این حکم غیر انسانی، سعید ماسوری به یکی از سرشناس ترین زندانیان سیاسی دهه اخیر مبدل شد. به  طوریکه جمهوری اسلامی  از وحشت گسترده تر شدن این اعتراضات، عقب نشینی کرد و حکم اعدام وی را به حبس ابد تقلیل داد.  در این سالها به سعید ماسوری حتی یکروز مرخصی نداده  اند. مادر و پدر پیر و بیمارش بارها از مقامات تقاضای یک مرخصی کوتاه برای سعید، کردند که با جواب منفی و سربالا مواجه شدند. پدر سعید بنیه سفر هر هفته به کرج را برای ملاقات ندارد و بیصبرانه منتظر است که شاید روزی سعید از در خانه وارد و شود و قلب بیمار و نحیف وی را خوشحال کند. سعید از زندان گوهر دشت (رجایی شهر) به همه انسانهای شریف سلام دارد و از همگی شما می خواهد که برای توقف اعدامها در ایران و آزادی زندانیان سیاسی، به تلاش خود همچنان ادامه دهید.

با احترام
منوچهر ماسوری
۲۸ سپتامبر ۲۰۱۳
manochermasori@yahoo.com

onsdag 24 juli 2013

علیه اعدام، برای یک زندگی انسانی

جمهوری اسلامی همچنان با اعدام های گسترده به جنگ اعتراضات مردم، دانشجویان، کارگران ، زنان و جوانان می رود. تنها در این مدت کوتاه بعد از انتخابات ریاست جمهوری، حداقل صد نفر به  طور مخفی و یا علنی اعدام شده اند. در بین این اعدامی ها متعرضین نظام اسلامی هم دیده می شوند.  زمانی که گرانی بیداد می کند. فقر مردم گسترده تر می شود. سن تن فروشی به ۱۲ سال می رسد. اعتیاد جوانان را درو می کند. حکومت اسلامی پاسخش  به مشکلات اجتماعی مردم، زندان،  شکنجه و اعدام است.
جمهوری اعدام  و سرکوب اسلامی راه حلی برای کم کردن اعذاب مردم ندارد. رهبران مافیایی این حکومت در فکر پر کردن جیب  خود و یاران و فامیل خود هستند. همه جناحهای رژیم در چپاول ثروت مردم نقش دارند و دعوایشان بر سر تقسیم این ثروت بین خودشان است.  در طول این سی و سه سال حکومت اسلامی  عکس  اعملل حکومت به اعتراضات اجتماعی و سیاسی مردم، سرکوب، زندان ، شکنجه و اعدام بوده است. رهبران کارگری، دانشجوی و زنان یا در زندان هستند و یا تحت  کنترل و  سانسور هستند و یا اعدام شده اند.
توفقف سرکوب ها و اعدام ها به یک جنبش همگانی و توده ای  نیازمند است. جنبش علیه  اعدام در ایران، در ده سال اخیر رشد بسیار خوبی داشته است. کارهای بسیار بزرگی فعالین و رهبران این جنبش در سالهای اخیر انجام داده اند. ده ها تن به همت همین جنبش از طناب دار، جسته اند. اما این جنبش هنوز هم توده ای و همه گیر نشده است.  در این  دو هفته کارزار علیه اعدام که از طرف فعالین این جنبش اعلام شده است، فرصت بسیار مناسبی است که اعتراضات توده ای و سراسری را علیه اعدام، دامن زنیم. بدون به میدان آمدن مردم، علیه اعدام، حکومت اسلامی را نمی توان، عقب نشاند.
تشکیل انجمن های علیه اعدام در محلات و کارخانه ها، امری ضروری و ممکن است. سالهای پیش من به فعالین جنبش علیه اعدام پیشنهاد تشکیل انجمنهای محلی دفاع از حق زندگی و علیه اعدام، را دادم. این پیشنهاد هنوز هم به قوت خود باقی است. و من فکر می کنم که این امری عملی است. 
فعالین زنان و کودکان می توانند در راه اندازی این انجمن ها پیشرو باشند. هم اکنون، نهاد مادران علیه اعدام، بسیارخوب فعالیت می کند و باید نمونه این نهاد در همه شهرهای ایران سازماندهی شود.
بحث حول اعدام ها را باید، مانند بحث آزادی زندانیان سیاسی، در هر اتوبوس و تاکسی و محله، دامن زد. شنیع و ضد انسانی بودن اعدام را باید در هر جمع برای مردم توضیح داد. مردم را باید ترغیب کرد که طناب های دار به زیر بکشند. مردم این کار قبلآ کردند و باز هم خواهند کرد.
مردم با اتحاد و اعتراض  گسترده می توانند، جمهوری اعدام  را به عقب نشین وادارند. دست در دست هم، این مهم را باید انجام داد. 

tisdag 9 juli 2013

رژيم قتل عام ميکند! بايد کاري کرد!

رژيم قتل عام ميکند! بايد کاري کرد! در مورد مبرميت يک حرکت گسترده بين المللي عليه اعدام ها در ايران!

دوستان گرامي٬ فعالين عليه اعدام٬ جوانا ن ٬ احزاب و تشکلهاي اپوزيسيون جمهوري اسلامي٬ مردم آزاده ايران و افغانستان و دنيا!
يک هفته بعد از انتخابات کذايي حکومت اسلامي ايران٬ در زندانها آرامش بود و بعد از آن٬ موج گسترده اي از اعدامها در همه جا آغاز شد. به اين آمار توجه کنيد!
اولين اعدام بعد از مضحکه انتخابات در ايران ٬ مجيد افضلي در رجايي شهر ٣۶ ساله
۲۰ ژوئن سالگرد سي خرداد اعدام ۴ نفر در شهر کرد اتهام مواد مخدر
اعدام قباد فيوج در ملا عام در شهرکرد
اعتراض و راهپيمايي مردم عليه اعدام در همان محل .

قتل ۲۵ نفر در دو زندان روزهاي سه شنبه و چهارشنبه ۲ و ٣ ژوئيه
۲۵ نفر در زندان قزل حصار و رجايي شهر اعدام شدند.
اعدام دو جوان ۲۰ و ۲۴ ساله را درکرج و در ملا عام
اعدام ۶ نفر در شهرستان بم در روز پنجشنبه
افشين اسانلو يک فعال کارگري در زندان رجايي شهر٬ با توطئه حکومت اسلامي به قتل رسيد.
۱۱ نفر روز شنبه ۶ ژوئيه در زاهدان اعدام شدند. ۵ نفر از اين اعدام شدگان زن بودند.
۷ نفر در لاکان اعدام شدند.
طبق گزارش خبرگزاري هرانا٬ بامداد روز شنبه ۳۱ فروردین ماه ،در یک اعدام گروهی و مخفیانه تعدادی از زندانیان زندان مرکزی بیرجند به دار آویخته شدند.یکی از اعدام شدگان روز شنبه علی آرنگ ۳۱ ساله که بیش از ۳ سال در زندان بسر می برد نام دارد. هنوز از آمار دقیق اعدام شدگان روز شنبه خبری در دست نیست.
سفارت افغانستان در تهران با انتشار یک نامه خبری از اعدام ۱۲ شهروند افغانستان "در ارتباط با جرایم قاچاق مواد مخدر" در ایران خبر داده است
دو متهم به قتل و یک متهم به قاچاق مواد مخدر سحرگاه روز دوشنبه ۸ ژوئيه در زندان مرکزی کرمانشاه (دیزل آباد) اعدام شدند
سحرگاه دوشنبه سه زندانی متهم به قاچاق مواد مخدر در زندان مرکزی اردبیل اعدام شدند
دادستان قزوین مدعی شد سحرگاه دوشنبه در زندان چوبیندر قزوین ۳ متهم مواد مخدر و ۲ متهم به قتل اعدام شدند.
طبق خبري که به کميته عليه اعدام رسيده ۲۶ زنداني در رجايي شهر در خطر اجراي فوري احکام اعدام هستند. اسامي اين ۲۶ نفر به دست ما رسيده است که در يک گزارش آنرا اعلام کرديم.
دوستان گرامي!
طبق همين آمار که کامل نيست حدود ۱۰۰ نفر در همين بيست روز اخير در ايران اعدام شده اند.
اخبار حاکي از زمينه سازي رژيم براي اعدامهاي بيشتر است و بهمين دليل ما بايد کاري کنيم!

پيشنهادات ما اينها است!
در ايران خانواده هايي که عزيزان آنها در زندان هستند و در خطر اجراي حکم اعدام ٬ بايد با همديگر تماس گرفته و براي حرکات دسته جمعي در مقابل در زندانها٬ مقابل مجلس حکومت اسلامي و بيت رهبري باهم مشورت کنند. نبايد منتظر بود و خبر اعدامها را شنيد بايد هزاران نفر خانواده هايي که نگران جان و امنيت فرزندان خود هستند دست به دست هم داده و کاري بکنند.

از وبلاگ نويسان و دست اندرکاران سايتهاي اينترنتي و نسل جوان دعوت ميکنيم با دامن زدن به يک موج اعتراض در همه اين رسانه هاي اجتماعي اخبار اعدامها را وسيعا منتشر کرده و به يک جنبش عليه اعدام در مدياي اجتماعي دست بزنند.
از احزاب اپوزيسيون جمهوري اسلامي و همه نهادهاي عليه اعدام وشخصيت هاي سياسي ضد جمهوري اسلامي دعوت ميکنيم که در يک اقدام دسته جمعي اولا اين موج وحشيانه اعدامها را متحدانه محکوم کرده و دسته جمعي به يک حرکت اعتراضي در همه جاي دنيا و در ايران دست بزنند. ما پيشنهاد يک هفته جهاني عليه اعدامها در ايران را در فاصله شنبه ۱٣ ژوئيه تا شنبه ۲۰ ژوئيه را داريم.

بايد بتوانيم در يک اقدام مشترک و همه جانبه در هر جايي که امکانش را داريم تحصن سازمان داده٬ در مقابل پارلمانها درکشورهاي اروپايي ٬در مقابل اتحاديه اروپا و درمراکز شهرها موجي از اعتراض به اعدامها در ايران به راه بياندازيم. جمهوري اسلامي ايران بايد ببيند ما نظاره گران خاموش اين فجايع نيستيم. و فعالانه به اين قتل عام زندانيان و جوانان در ايران معترضيم.

بکوشيم با بيشترين ابتکارات و در اقدامي عاجل و همه جانبه جلوي اين خونريزي وحشيانه حکومت اسلامي را بگيريم. از پيشنهادات و نظرات همه شما استقبال ميکنيم.
مينا احدي – کميته بين المللي عليه اعدام
۹ ژوئيه ۲۰۱٣

Mina Ahadi
0049 (0) 1775692413
minnaahadi@gmail.com
minaahadi-iran.blogspot.co.uk

اطلاعيه مطبوعاتی کميته بين المللی عليه اعدام

اطلاعيه مطبوعاتی کميته بين المللی عليه اعدام: ۲۶ زندانی در خطر اعدام در زندان رجايی شهر!

روز يکشنبه ۷ ژوئيه از زندان رجايي شهر به ما اطلاع دادند که رژيم قصد اعدام ۲۶ نفر از زندانيان رجايي شهر به " اتهام" تبليغ عليه نظام را دارد.
يکي از اين افراد در يک تماس تلفني بما گفت: ۱۵۰ نفر از زندانياني که از شهرهاي مختلف ايران و کردستان و از دانشگاههاي سراسر کشور و از جمله تهران و کردستان٬ آذربايجان٬ اروميه و کرمانشاه دستگير کرده اند٬ همه باهم در سالن ۱۰ زندان رجايي شهر هستيم. ما را به اتهام تبليغ عليه نظام گرفته اند و اکثر دستگير شدگان از اهل سنت هستند. سپس ادامه ميدهد٬ ۲۶ نفر از اين جمع را به اعدام محکوم کردند و اسامي را ميخواند:
اميد پيوند
شهرام احمدي
مختار رحيمي
بهمن رحيمي
محمد ياور رحيمي
فرزاد شاه نظري
صديق محمدي
عبدالهادي حسيني
محمد غريبي
پورياي محمدي
ماموستا کاوه ويسي
کاوه شريفي
کاظم ملکي
بهروز شاه نظري
عبدالرحمان سنداني
حامد احمدي
جهانگير دهقاني
کمال مولايي
احمد نصيري
ادريس نعمتي
ورياي باقري فرد
لقمان اميني
بشير شاه نظري
جمال سيد موسوي ( زندان کردستان)
لقمان اميني ( سه سال انفرادي است)
بشير شاه نظري ( سه سال انفرادي است)
کميته بين المللي عليه اعدام به موج گسترده و وحشيانه اعدامها در ايران بشدت اعتراض دارد و از همگان ميخواهد به اين اعدام ها اعتراض کنند.
ما قبلا نيز اعلام کرديم که در فاصله دو هفته جمهوري اسلامي ايران ۵۰ نفر را اعدام کرد. روزهاي شنبه و يکشنبه اين هفته يعني ۶ و ۷ ژوئيه در زاهدان ۱۱ نفر اعدام شدند که پنج نفر از اعدام شدگان زن بودند٬ ٣ نفر در اردبيل٬ ۴ نفر در رضاييه٬ هفت نفر در لاکان٬ ۵ نفر در قزوين اعدام شدند. يعني فقط در دو روز ٣۱ نفر اعدام شده اند. حکومت قصد ادامه دادن به اين قتل عام را دارد و بايد وسيعا به اين اعدامها اعتراض کرد.
کميته بين المللي عليه اعدام
۸ ژوئيه ۲۰۱٣
Mina Ahadi
0049 (0) 1775692413
minaahadi-iran.blogspot.co.uk
stopstonningnow.com
notonemoreexecution.org
ex-muslime.de

onsdag 3 juli 2013

حکم دادگاه جنایتکاران بازداشتگاه کهریزک!


قضات حکومت اسلامی یک دهن کجی دیگر به مردم و شهدای راه آزادی، قربانیان بازداشتگاه کهریزک کردند. دویست هزارتومان جریمه نقدی و انفصال از خدمت برای قاتل جوانان ما، سعید مرتضوی، حکم دادگاه است. باور به عدالت و آزادی در سایه حکومت اسلامی تنها یک باور کودکانه از جانب برخی از مردم و یک تردستی عوام فریبانه از طرف حکومت و جناح اصلاح طلبش است. این حکومت، حکومت سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام است و تنها با همین حربه تا به حال توانسته حکومت کند و از این پس هم با همین حربه حکومت خواهد کرد.

måndag 24 juni 2013

رای ما هنوز هم سرنگونی جمهوری اسلامی است


روحانی، خاتمی، رفسنجانی، خامنه ای و دیگر رهبران جمهوری اسلامی جنایت کارانی هستند که باید در دادگاه های مردمی محاکمه شوند. با روحانی و بی روحانی این حکومت ننگ بشریت است و باید سرنگون شود. این که بخشی از مردم به روحانی رای دادند به معنای این نیست که این بخش، حکومت اسلامی را می خواهند. مردم از کل حاکمیت متنفرند و سعی می کنند از کوچکترین روزنه ها و تظاد های درونی رژیم استفاده کنند. سران حکومت گفتند که رای به روحانی یعنی نه به افراطی گری اسلامی، نه به شرایط موجود و . . . آنچه که سران حکومت نگفتند این است که این رای نه به حاکمیت اسلامی و دیکتاتوری هم بود. طبق آمار خودشان نزدیک به پانزده میلیون شرکت نکردند که به معنی یک نه بزرگ به حتی کوچکترین امید برای تعغییراین حکومت است. کوتاه آنکه هم آنان که رای به روحانی دادند و هم آنان که شرکت نکردند، در پی دنیایی بدور از زندان و شکنجه، تحقیر و سرکوب هستند. تا زمانی که حکومت اسلامی در قدرت هست از این دنیا و از آزادی و برابری انسانها در برابر قانون، خبری نیست. آنان که رای دادند باید با فشار به روحانی، تضاد های درونی رژیم را هر چه بیشتر دامن بزنند و آنانکه رای ندادند باید از کوچکترین فرصت برای سازماندهی توده ای اعتراضات مردم علیه گرانی، بیکاری، فقر و اعدام و شکنجه، استفاده کنند. 
رای ما هنوز هم سرنگونی جمهوری اسلامی است.

onsdag 12 juni 2013

تنها راه خلاص شدن مردم، سرنگوني است.

  • سنگ بناي انتخابات در جمهوري اسلامي براساس دو گزينه يعني نه و يا بله و يا به قوال خودشان لابيك به امام ، توسط خميني قاتل پايه گذاري شد.در تمامي انتخاباتهاي بعد هم همين دو گزينه را به شكلهاي مختلف در برابر مردم قرار دادند. در انتخاباتهاي سالهای اخير، رهبران حكومت اسلامي شركت در انتخابات را لابيك به جمهوري اسلامي و عدم شركت را نه گفتن ، تلقي مي كنند. اين موضوع به يك واقعيت تبديل شده چنانكه حتي مشروعيت حكومت اسلامي را در ايران و خارج با همين معيار محك ميزنند.
    در حكومت اسلامي راي و انتخابات به معني واقعي آن جايي ندارد. اين مضحكه اي را كه به نام انتخابات به مردم قالب مي كنند براي اين است كه در قرن بيستم اينها به قدرت رسيدند.
  • در همان أغاز پيروزي اسلامي ها و شكست انقلاب مردم، نظر خميني و بسياري ديگر از فقها بر شكل حكومتي صدر اسلام در هزار و چهارصد سال پيش بود. اما فكل كراواتي هاي اسلامي مانند بازرگان و بني صدر، نظر بر اين داشتند كه در اين شرايط زماني امكان اینکه همچون حكوتي پا بگيرد بسيار مشكل است. و چنين شد كه حكومت خلافت اسلامي با جمهوري تلفيق شد و اين جمهوري اسلامي دروغ و تزوير، قتل و سوكوب و زندان، متولد شد. اصلاح طلبي رمزي است براي وفاداران حكومت كه به موقع به ميدان بيايند و براي حكومتشان وقت بخرند.
    تنها راه خلاص شدن مردم از چنگال خونريز اين حكومت، سرنگوني است. بقيه راه ها كلاه برداري سياسي است
    

onsdag 22 maj 2013

از تو وحشت دارند



وحشت دارند
از گيسويت
از صداي خنده هايت
از سفيدي دندان هايت

از نمايش
پيچ و تاب تنت
از رقص موزون
لبانت،
وحشت دارند

از صداي گامهايت
بر سنگفرش خيابانها
از طنين فريادت
در ميدانها،
وحشت دارند

من وحشت را
از لحن صدايشان
كلمات نوشته هايشان
بيرنگي چشمانشان
و گاز گرفتن رقبايشان
سدرگمي جناحهايشان،
حس ميكنم ، ميبينم.
از تو "زن برابري طلب"
وحشت دارند.

måndag 20 maj 2013

خنده باران کن

،روزگار تلخ را
خنده باران كن!
فردا كه از خواب بيدارشدي،
با يك مداد به رنگ شقايق.
روي لبات يك تبسم،
نقاشي كن.
ظهر كه شد،
يك غنچه بنفشه بنفش،
توي دلت بكار.
شب كه شد،
دو ستاره،
از ماه قرض بگير،
و توي چشمات بگذار.
نبمه شب كه شد،
در خلوت مهتاب،
به ديار يار برو.
روزگار تلخ را ،
خنده باران كن!

آزادی بیان من مساوی با ازادی بیان تو است!



حدود آزادی بیان من را اعتقادات و باورهای تو تعیین نمی کند. همچنانکه حدود آزادی بیان تو را اعتقادات و باورهای من تعیین نمی کند. حق آزادی بیان من دقیقآ مساوی با حق آزادی بیان تو است. و این ربطی به اعتقادات و باورهای من و تو ندارد. من باید بتوانم آزادنه و به هر شکل و فرمی که می خواهم نظزاتم را در باره اعتقادات و باورهای موجود در دنیا ابراز کنم. و تو آزاد هستی که به هر شکلی که دلت می خواهد نظرات من را نقد کنی. اما تو حق نداری علیه من فتوا دهی و با چماق تکفیر بر دهان من قفل بزنی و من حق ندارم که خواهان حذف فیزیکی تو به خاطر نظرات و باورهایت، شوم.

تو حق داری به هر شکلی که می خواهی اعتقادات مرا نقد کنی، با شعر، طنز، عکس، طرح، کاریکاتور، فیلم و . . . ، ابزار نقد را خود منتقد تعیین می کند. شیوه نقد را خود منتقد تعیین می کند. من نیز حق دارم که باورهای تو را به طنز بکشم و با یک طرح، یک شعر و یا یک کاریکاتور توضیح دهم که درباره باورهای تو چه نظری دارم.
حق آزادی بیان انسان، پایه ای ترین حقوق یک جامعه انسانی است. آیا این حق از سوی جامعه جهانی رعایت می شود؟ متاسفانه حتی در پیشرفته ترین کشورهای جهان که مذهب قدرت کمتری در مراکز قدرت جامعه دارد، این حق به راحتی زیر پا له می شود. آزادی بیان انسانهای بسیار به خاطر احترام به این مذهب و آن پیامبر، نادیده گرفته می شود، سانسور می شود.
در موارد بسیاری در این جهان قرن بیست و یک، منتقدین مذهب، تکفیر می شوند، زندانی می شوند، ترور می شوند و یا اعدام می شوند. برای جامعه انسانی قرن بیست و یکم، واقعآ شرم آور است که هنوز مذهب چنین در مسند قدرت است و برای جان و زندگی انسانها تصمیم گیری می کنند.

بازگشت از اعماق


بازگشت از اعماق

در اعماق تار و پود زندگي خويش،
بسان گره ساده يك گلیم كهنه گم ميشوم.
گرد و خاك زمانه دور،
پوشش نامناسبي ايست.
براي افكار وحشي من.

گلیم پا خورده هستی من،
از درد نامردمی ها،
از زخم نارفیقها،
به خود می پیچد.

تار و پود این گلیم کهنه،
از هم باز می شود.
و من از اعماق خویش، 
فریاد دلتنگی، می شنوم.
فریاد پشیمانی،
فریاد حصرت آخرین دیدار،
آخرین کلام،
آخرین خداحافظی.

من تار تار وجود خويش را،
 از هم باز مي كنم.
تا اين گليم هستي را،
از نوببافم.
سر نخ ها، اما
گم مي شوند.

پشمهای خام و بی رنگ، 
هذيانهاي شبانه  ام را افزون مي كند.
و من دوباره 
اولين رج گلیم هستی را،
گم ميكنم.

از نو
تارها را باز مي كنم.
و تارهای پوسیده را،
دور می ریزم.
تلاش دارم که از نو،
به بافتن گلیم زندگي خويش،
همت گذارم.

زمان به سرعت مي گذرد.
و من در كار بافتن زر بافت  خويش.
از نو هستم.
روزها به هفته ها
و هفته ها به ماه ها تبديل مي شوند.
و من گاه و بیگاه در كلافهاي بافته.
و نبافته خویش،
سر در گم،
غوطه می خورم.

دستی به یاری،
سر نخی در دستم می گذارد.
و شانه ای به همیاری،
شانه به شانه ام می دهد.
دستان هم یاران،
نخ ها را می ریسند.
و رفیقان راه،
تارهای لرزان دار گلیمم را،
توان مقاومت می بخشند.

رنگ و لعاب خوش گلیمم،
خودی نشان می دهد.
لرزه دستانم، گم می شود
و دستانم به بافتن خو می گیرند.
رج های پی در پی،
رنگ های شاد زندگی.
گلیم هستی ام، 
دوباره قد می کشد.
و من دوباره،
از اعماق خویش،
خندهْ خشنودی، می شنوم.

torsdag 14 mars 2013

فلسفه زندگی؟

بعضي وقتها سؤال هاي فلسفي در باره  زندگي مشغله فكري آدم ميشه، معناي زندگي، چيه؟ هدف از زندگی کردن چیه؟ آیا هدف لذت بردن از لحظه هاست و یا لذت بردن از طبیعت، از مصاحبت با نزديكان، لذت بردن از عشق ورزي با معشوق و یا از ديدن ديدنهاي جهان. لذت بردن از یک قدم زدن ساده در تنهايي و یا لذت بردن از شنيدن يك موسيقي دلنشين؟ خواندن یک کتاب خوب و یا یک قطعه شعر. لذت بردن از ديدن رقص يك ماهي دريايي و یا یک شیرجه در دریای آبی، در یک روز آفتابی؟ لذت بردن از خنده یک کودک و یا لذت بردن از بزرگ شدن کودک خویش؟ در واقع میلیونها اتفاق و موضوع زیبا و ارزشمند هست که یک انسان می تواند از آنان در زندگی خویش لذت ببرد و از زندگی کردن خوشحال و راضی باشد. 

شايد هدف از زندگی همه موارد بالا هست. ولي این جوابها با زندگی واقعی ما مردم کارکن، مزدبگیر، مردم عادی یعنی اکثریت جامعه اصلآ جور در نمیاد. چي نصيب ما مردم عادي از زندگي میشه؟ خستگي كار هر روزه تكراري بدون لذت. کودک خیابانی بی آینده. دست کارگری که زیر چرخ ماشین تولید له شده. خانه بی سقف و سفره بی نان. جوان بیکار و پدر معتاد. تن فروشی و آدم فروشی. مادر داغدیده و جوان اعدام شده. زجر هجر عزیزان و مرگ دلخراش رفیقان.  با اینحال ما دو دستی به این زندگی چسبیدیم و با تمام وجود تلاش می کنیم زنده بمانیم. چرا؟ مگر نه اینکه فردا هم عین امروز است و باید ما کار کنیم تا سرمایه داران گردن کلفت تر شوند؟ مگر نه اینکه در بهترین حالت و در بهترین کشورها ما برده های بانکها، سرمایه مالی، هستیم و هر چه مزد می گیریم باید دو دستی تقدیم بانکها کنیم که به ما لطف کردند و به ما وام دادند تا ما بتوانیم سقفی بالای سر خود داشته باشیم، لباسی به تن و ماشینی زیر پا؟ چرا ما اینقدر لجبازانه به زندگی و زنده ماندن، چسبیده ایم؟

من فكر نميكنم معني زندگي و هدف جامعه انسانی از بدو تشکیل این بود. این كه نود درصد كار كنند، زحمت و زجر بكشند، محروميت بكشند تا ده درصد جامعه در ناز و نعمت غرق شوند. این نود درصد کارشان تولید، رشد، ساختن و شکوفایی جامعه باشد و این ده درصد، كارشان نابودي طبيعت برای سود بیشتر و نابودی حيوانات وحش براي لذت، برای پوست و عاج و دندانشان. این نود درصد مدافع آزادی و برابری انسانها و آن ده درصد مدافع سرکوب و اعدام، ظلم و بی عدالتی، جنگ و کشتار.  این دنیا به قول یکی از فیلسوفان بزرگ قرن پیش، وارونه است، سر و ته است. عوضی است. هیچ چیز سر جای خودش نیست. رمز تلاش ما برای زنده ماندن و امروز را به فردا رساندن در همین است. اکثریت مردم جهان می خواهند این دنیای وارونه را به حالت طبیعی و انسانی خود بازگردانند. برای همین است ما لجبازانه و با امید به این زندگی کوفتی چسبیده ایم. تا شاید فردا جامعه آزاد و برابر را ببینم. برای همین است که ما هر شب به امید و آرزوی فردایی روشن، شب را سر می کنیم و زنده می مانیم. اگر این امید و این آرزوی انسانی در قلبهایمان نبود، من یکی، امشب را آخرین شب زندیگیم می کردم.

söndag 10 juni 2012

حمایت از ۲۰ جون روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی ایران

 حمایت از ۲۰ جون روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی ایران

زندانیان سیاسی باید بیدرنگ آزاد گردند
جمهوری اسلامی حکومت وحشت و خفقان، حکومتی که با سرکوب انقلاب آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم ایران، پا گرفت. حکومت زندانیان بیشمار سیاسی است. این حکومت قتل عام زندانیان سیاسی است. این حکومت شکنجه  و آزار زندانیان سیاسی است. از آغاز به قدرت رسیدن جمهوری ضد بشر اسلامی، زندانهای این رژیم پر بوده از زندانیانی که به خاطر عقاید سیاسی خود بازداشت شده و در بیدادگاه های حکومت به زندان محکوم شده اند. بخشی از این زندانیان حتی به این بیدادگاه ها راه نیافتند و بی خبر سر به نیست شدند.
هم اکنون جان زندانیان بسیاری در زندانهای اوین و گوهر دشت در  خطر است. جمهوری اسلامی با در پیش گرفتن روش فاشیستی و ضد انسانی از مداوی زندانیان سیاسی سرباز می زند. حکومت حتی داروهایی که خانواده زندانیان سیاسی تهیه می کنند به زندانی نمی دهند. بهداشت غیر قابل تحمل در سلولها، حمام و دستشویی ها، زندانیان را به انواع مریضی دچار می کند. مرگ تدریجی زندانیانی که حکم اعدام نگرفته اند هدف جمهوری اسلامی است. زندانیان سیاسی بسیاری تا به در زندان در گذشته اند.
تنها در زندان گوهر دشت تا به حال هشت زندانی سیاسی از جمله منصور رادپور در گذشته اند. مسلم این زندانیان سیاسی زیر شدیدترین شکنجه و فشار بوده اند و قاتل مستقیم آنها جمهوری اسلامی است. هم اکنون تعداد بسیاری دیگر در همین زندان مریض و وضعیت بحرانی دارند. خانواده های این زندانیان نگرانند که جمهوری اسلامی عزیزان آنها راه به مرگ طبیعی بکشد.
مردم جهان در کنار مردم ایران روز بیست جون صدای اعتراض خود را علیه جمهوری اسلامی بلند خواهند کرد و خواستار آزادی کلیه زندانیان سیاسی خواهند شد.باید از بیست جون روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی ایران، بیدریغ حمایت کرد. سال گذشته در چنین روزی صدها انسان شریف در اقصی نقاط جهان به خیابان آمدند تا تنفر خود را از خفقان مستقر در ایران به نمایش بگذارند. امسال باید با تمام قوا به خیابان آمد و مردم دنیا را به اعتراض به جنایتی که جمهوری اسلامی در حق زندانیان سیاسی روا می دارد، واداشت. منافع حکومت های اروپایی نمی گذارد که این حکومت ها براساس شعارشان، یعنی اعتراض به نقض حقوق بشر در کشورهای دیگر، عمل کنند. باید این موضوع را به مردم اروپا توضیح داد و از مردم خواست که حکومت های خود را مورد بازخواست قرار دهند.
فراخوان خانواده های زندانیان سیاسی و خانواده های اعدامیان سیاسی به همه سازمانها و احزاب، گروه ها و جریانات سیاسی، ایرانیان خارج کشور و مردم این است که به روز اعتراض به سرکوب سیاسی درایران، به روز حمایت و پشیبانی از زندانیان سیاسی ایران بپیوندید. روز بیست جون ۲۰۱۲ باید روز حمایت های گسترده در سراسر جهان از زندانیان سیاسی ایران باشد. شعار و خواست ما، آزادی کلیه زندانیان سیاسی و عقیدتی است.

lördag 2 juni 2012

اول جون (۱۲ خرداد) روز جهانی کودک !؟


روز جهاني كودك را هر ساله، هزاران فعال جنبش دفاع از حقوق جهان شمول كودكان را وا می دارد كه از وضعيت كودكان در جهان خبر تهيه كنند،  گرارش و آمار بدهند و عكس و فيلم از شرايط بد كودكان به طور عموم و به ويژه از كودكان كار و خياباني، كودك أزاري و سواستفاده جنسي از كودكان، منتشر كنند.
اما متاسفانه نه تنها ما شاهد بهبود وضعيت كودكان نيستيم بلكه هر روزه به كودكان خياباني و كار افزوده مي شود. قوانين بين المالي سوراخ ها و ضعف های جدي دارند كه كشورهاي عضو سازمان ملل با اينكه تعهد داده اند كه حقوق كودكان را پايمال نكنند، با توسل به این ضعفها، از زير بار مسوليت به راحتی فرار ميكنند.

كشورهاي مانند ايران، پاكستان و هندوسنان با هزاران ترفند كودكان را به كار ميگيرند. اقتصاد اين كشورها وابسته به کار ارزان است. کار کودک ارزانترین نیروی کار برای کارفرمایان و صاحبان کارگاه های تولیدی کوچک است. کودکان خیابانی بخشی از این نیروی کار ارزان هستند که توسط باند ها و شرکت های کوچک و بزرگ مورد سئواستفاده قرار می گیرند.

آمارهای کودکان کار درایران بسیار ضد ونقیض و با تفاوتهای فاحش منتشر می شود. دو هفته پیش مرکز آمار جمهوری اسلامی کودکان کار در ایران را دو و نیم میلیون اعلام  کرد. اما انجمن های غیر دولتی مدافع حقوق کودکان این آمار را بسیار بیشتر از این می دانند و صحبت از حدود هفت میلیون کودک کار درایران می کنند. یکی از ترفندهای مرکز آمار جمهوری اسلامی این است که کودکان کار بین ۱۵ تا ۱۸ سال را به حساب نمی آورند. و همچنین کودکانی که در مزارع و کارگاه های خانواده گی کار می کنند نیز به حساب نمی آیند. تعدا کودکان کار هر چه باشد و هر کدام از این آمارها واقعی باشد، کار کودکان غیرقانونی، غیر انسانی و باید ممنوع باشد. حتی یک کودک هم نباید مجبور باشد برای زنده ماندن، کار کند. جامعه باید بتوانند رفاه، مسکن و مدرسه برای همه کودکان خویش تهیه کند. جامعه ای که کودکان آن آزاد، شاد و سالم نیستند، جامعه ای خوشبخت و عادلانه نیست.
کودکان کار خیابانی در ایران، از دیگران شرایط بسیار بدتری دارند. و مورد اذیت و آزار بیشتری قرار می گیرند. اولین قدم برای مبارزه با کار کودکان، نجات کودکان خیابانی از خیابانها است. جامعه باید نسبت به این امر حساس باشد و مراکز سالم و مطمئنی را برای این کودکان تدارک ببیند.

کودک آزاری و سؤاستفاده جنسی از کودکان نیز همچنان در جهان و بویژه در کشورهای فقیر و دیکتاتور زده، ادامه دارد. در کشورهای پیشرفته مانند کشورهای اروپایی قوانین منع کودک آزاری و سؤاستفاده جنسی، بخشآ مانع گسترش این پدیده شوم شده است. اما هنوز هم مدیا از وقوع کودک آزاری و سؤاستفاده جنسی از کودکان به صورت سازمان یافته توسط باندهای تبهکار خبر می دهد. در کشورهای مانند ایران موضوع بسیار وحشتناک است که نه تنها قانونی صریع برای دفاع از حقوق کودکان نیست بلکه عملکرد دولتمردان در رواج خشونت در جامعه خود عامل مهمی برای گسترش خشونت بطور عموم در جامعه و بطور خاص علیه بخش های ضعیف جامعه مانند کودکان و زنان می باشد. روزنامه های دولتی جمهوری اسلامی هرروز بخش کوچکی از این خشونت ها علیه کودکان را منتشر می کنند. همین بخش کوچک گواه عمق و گسترده گی کودک آزاری در ایران است.

بر اساس آمارهای سازمان ملل، هنوز هم حدود ۳۰۰۰۰ کودک سرباز وجود دارد که در جنگهای منطقه ای و یا داخلی مورد استفاده قرار می گیرند. سازمان ملل تا به حال کار جدی برای نجات کودکان سرباز انجام نداده است. تصویب قطعنامه و تذکرات شفاهی هیچ کمکی به کودکانی که مجبورند اسلحه حمل کنند و در بدترین شرایط زیستی بسر برند، نمی کند. این کودکان گآهآ مجبور می شوند برای نجات جان خود پدر و یا مادر و یا دیگر اعضای خانوداه خود را بکشند. کشورهای بزرگ و قدرتمند جهان، تولید کننده همان سلاح های هستند که این کودکان مجبورند حمل کنند و بجنگند. سود های میلیاردی شرکت های تولید اسلحه مانع بزرگ نجات این کودکان و خاتمه جنگ های محلی و داخلی است.

یکسال دیگر گذشت و هنوز کودکان بسیاری در دنیا از گرسنگی، بی خانمانی و آوارگی رنج می برند. هنوز هزاران کودک از آب سالم آشامیدنی محروم هستند. و هنوز کودک آزاری و سؤاستفاده جنسی از کودکان، سود های هنگفت به جیب تبهکاران و جنایتکاران سازمان یافته می ریزد. اعضای جسم کودکان در بازار جهانی به فروش می رسد. جمهوری اسلامی در این میان روی همه جنایتکاران دنیا را سفید کرده است و کودکان زیر ۱۸ سال را اعدام می کنند. زندانهای جمهوری اسلامی پر از کودکانی است که جرمشن تنها کودک بودن و بی پناه بودن است.

جامعه جهانی باید شرم کند که در سال ۲۰۱۲ هنوز آمارهای وحشتناکی از کودک آزاری، کودک کار، کودک جنگ، و کودکان برده سکسی منتشر می شود. این جامعه جهانی مریض است و باید معالجه شود. قدرمتداران امروزی تنها به فکر منافع خود و پر کردن حساب های بانکی خود هستند. جنبش ۹۹٪ ها باید با تشکیل سازمانهای گسترده آحاد 

onsdag 23 maj 2012

آکسیون: استکهلم, شنبه 26 می: روز جهانی علیه فتوای قتل شاهین نجفی و در دفاع از آزادی بیان و نقد مذهب

آکسیون: استکهلم, شنبه 26 می: روز جهانی علیه فتوای قتل شاهین نجفی و در دفاع از آزادی بیان و نقد مذهب


برعلیه احکام فتوای قتل توسط آیت الله های جمهوری اسلامی که نسبت به شاهین نجفی و جوانان آزادیخواه صادر کرده اند و در حمایت از آزادی بیان به خیابانها خواهیم آمد.
زمان: شنبه 26 می 2012 ساعت 17:30
مکان: میدان مینتوریت (mynttorget) در مرکز شهر استکهلم
در این آکسیون"لارش ویکس" و نهادها،سازمانها و افراد مدافع آزادی بیان و نیز گروه های موزیک شرکت خواهند داشت و حمایت خود را از مردم ایران اعلام خواهند داشت و جمهوری اسلامی را محکوم خواهند کرد. در صورت تمایل به صحبت و یا اجرای برنامه موزیک در این آکسیون میتوانید با ایمیل زیر تماس بگیرید.
ما از همه جوانان، زنان و مردم آزادیخواه میخواهیم که همبسته در حمایت از جنبش آزادیخواهی جوانان و مردم ایران بر علیه جمهوری اسلامی همزمان با سایر شهرهای دنیا در آکسیون شهر استکهلم شرکت کنند.

کمیته برگزار کننده:
نهاد ungdomar och framtid  (جوانان و آینده) 

torsdag 17 maj 2012

در دفاع از حق آزادی بیان و علیه فتوای قتل شاهین نجفی


ترانه جدید شاهین نجفی به نام ًنقیً صفی از مخالفان آزادی بیان از آیت اله های حجره نشین قم تا روشنف‍کران ملی، مذهبی ساکن اروپا و امریکا را، متحدانه علیه این خواننده بسیج کرده است. فتوای قتل دادند، مقاله نوشتند، و ترانه را تحلیل و تفسیر کردند تا آزادی بیان انسانها را محدود کنند.
اما صف دیگری نیز از مردم، احزاب وسازمانهای مدافع آزادی بیان وجود دارد که یکپارچه برای دفاع از آزادی بیان بطور عموم و برای دفاع از جان و آزادی بیان شاهین نجفی به میدان آمده است. این اولین بار نیست که صف ارتجاع، رهبران مذهبی و سیاسی حکومت اسلامی تهران، علیه هنرمندان منتقد سنت و مذهب  می شورند، فتوا می دهند و تهدید به قتل می کنند.
 پیشتر از این عکس نیمه لخت نیم تنه گلشیفته فراهانی جنجال به پا کرد و همین صف خروشیدند و جوشیدند تا این هنرمند را خفه کنند. جنبش ارتجاعی اسلام سیاسی تا به حال ده ها نویسنده، خواننده، طراح، فیلمساز و هنرمند های دیگر را به خاطر  نقد و اعتراضشان علیه افکار پوسیده رهبران اسلامی در خاورمیانه، یا تهدید به قتل کرده اند و یا به قتل رسانده اند. فریدون فرخزاد یکی از قربانیان همین فتواهای قتل از سوی رهبران اسلامی ایران است. از مصر و مراکش تا عربستان و الجزایر، از ایران و پاکستان و افغانستان تا کشورهای اروپایی و غربی، این تهدیدها و قتل ها اتفاق افتاده و می افتد.

برای دفاع از آزادی بیان باید یکپارچه در برابر فتوای قتل شاهین نجفی ایستاد. مهم نیست که آدم کار هنری شاهین نجفی و یا گلشیفته فراهانی را قبول داشته باشد یا نه، مهم این است که این برخورد ارتجاعی  با هنرمندانی که برای ابراز نظر شیوه های نو و غیر معمولی را بکار می برند، حق آزادی بیان اینان به عنوان یک انسان، زیر پا گذاشته می شود.
بحث تنها بر سر آزدای بیان این هنرمندان و یا نویسنده گان نیست. بحث بر سر حق آزادی بیان همه مردم است. و رهبران مذهبی به خوبی می دانند که اگر موفق شوند هنرمندان را با تهدید و فتوای قتل خفه کنند، به راحتی می توانند، مردم را   سرکوب کنند. فتوای قتل شاهین نه فقط به خاطر خفه کردن شاهین بلکه به خاطر ترساندن مردم از انتقاد به مذهب است.
رهبران جمهوری اسلامی از این تاکتیک از اول به حکومت رسیدنشان تا به حال استفاده کرده اند. برپاکردن علنی چوبه های دار برای ترساندن مردم معترض برپا می شود. این فتوای قتل و فتواهای دیگر علیه منتقدین مذهب دقیقآ همین تاکتیک 
را دنبال می کند.

این امر را برای مردم باید توضیح داد و تلاش کرد مردم به اعتراض علیه این فتوای قتل کشاند. تا همین امروز در دنیای مجازی این حرکت اعتراضی بسیار گسترده است ولی این کافی نیست. باید به خیابانها آمد و اعتراض علیه این خفقان مذهبی را فریاد کرد. این موضوع به آزادی بیان همه ما مربوط می شود. اگر رهبران قدرت های اسلامی بتوانند هنرمندان، نویسندگان و شاعران را خفه کنند،  ما مردم را که دیگر به راحتی از دم تیغ می گذارنند.
در تظاهراتهای اعلام شده در خارج کشور باید شرکت کرد. به هر وسیله ای که می توان باید اعتراض خود را علیه خفقان مذهبی حاکم در ایران به گوش جهانیان رساند. مردم در ایران گرفتار یک حکومت خونخوار و وحشی هستند که هر اعتراضی را به خاک و خون می کشد. اما در خارج کشور مردم این فرصت را دارند که آزادانه دست به اعتراض بزنند. به صف معترضین علیه فتوای قتل شاهین نجفی بپیوندید. فریدون فرخزاد را بیاد بیاورید که این جانیان چگونه بیرحمانه به قتل رساندند. نباید گذاشت که این اتفاق برای شاهین نجفی بیفتد.


söndag 22 april 2012

ماشين جنايت جمهوري اسلامي٬ در سه روز جان ۹ نفر را گرفت!


ماشين جنايت جمهوري اسلامي٬ در سه روز جان ۹ نفر را گرفت!
نه نفر بدون چهره و بعضا بدون اسم اعدام شدند و جانيان فقط گفتند به اتهام اعمال منافي عفت و يا قاچاق مواد مخدر٬  جان اين جوانان را گرفته اند٬ به اين جنايات بايد اعتراض کرد!

محکومين به اعدام انتظار دارند ما بيش از اينها اعتراض کنيم و جلوي اين جنايات را بگيريم.  اين انتظار بحقي است!
جهت اطلاع همگان٬ ديوارهاي زندانهاي حکومت اسلامي ديگر ابدا ضخيم نيست. اخبار به سرعت برق از اين ديوارها رد ميشود و زندانيان و بويژه محکومين به اعدام٬ اخبار اعتراضات٬ تظاهراتها و يا سکوت نهادها و سازمانها به اين وقايع را به دقت دنبال ميکنند. اين زندانيان و بويژه فعالين سياسي محکوم به اعدام و همه محکومين به اعدام انتظار دارند که ما خطرناک بودن وضعيت آنها را درک کرده و هر آنچه در توان داريم انجام دهيم. به اين فراخوان برحق از زندانيان سياسي و از طرف اعداميها بايد پاسخ درخور داد.
کميته بين المللي عليه اعدام با انتشارمجدد اسامي و عکس تعدادي از محکومين به اعدام اعلام ميکند که جان اين انسانها در خطر است و همه سازمانها و احزاب و شخصيتهاي سياسي و همه مردم بايد متحدانه به اين جنايات حکومت اسلامي اعتراض کنند.

حکومت اسلامي ايران به چوبه دار تکيه کرده و کماکان از جوانان ومردم ايران قرباني ميگيرد. در يک هفته اخير ٬ در زندانهاي زنجان٬ سمنان و شيراز هشت نفر اعدام شدند و در مرودشت جنايتکاران يک جوان را به اتهام " انجام اعمال شنيع"! در مقابل چشم مردم و در ملا عام به دار آويختند. چهارشنبه ٣۰ فروردين در زندان سمنان ٬ يک نفر را اعدام کردند. سه شنبه ۲۹ فروردين در زندان زنجان دو جوان را اعدام کردند. و يکشنبه ۲۷ فروردين در زندان عادل آباد شيراز به يک قتل دسته جمعي دست زده و پنج نفر را اعدام کردند. چهار نفر از اعدام شدگان افغانستاني مهاجر و شهروند ايران  بودند.
جمهوري اسلامي ايران در صدد است چند نفر فعال سياسي را نيز اعدام کند. از جمله شيرکو معارفي که از روز ۱۶ فروردين در زندان سقز به اعتصاب غذا دست زده و تا کنون به خواستهاي او توجهي نکرده اند.
عبدالرضا قنبري استاد دانشگاه شاعر٬ معلم دبيرستان  و پدر دو فرزند که بدليل شرکت در اعتراضات خياباني عليه حکومت اسلامي دستگير و با پرونده سازي به اعدام محکوم شده است. 
زانيار و لقمان مرادي دو جوان از کردستان که رژيم اسلامي حکم اعدام آنها را تاييد کرده و هر لحظه خطر اجراي حکم اعدام آنها وجود دارد.


حميدي قاسمي شال ايراني کانادايي ۴۲ ساله که در سال ۲۰۰۸ براي ديدار با خانواده اش به ايران رفته و اکنون در سلول مرگ حکومت اسلامي ايران نشسته است.

حبيب الله گلپري پور سالها است که با خطر اعدام دست و پنجه نرم ميکند٬ او را نيز تهديد کرده اند که حکمش بزودي اجرا ميشود. او را به زندان سمنان منتقل کرده اند حبيب در  ۱۸ مارس ۲۰۱۲ نامه سرگشاده اي نوشت و گفت: شکنجه های فیزکی و روحی مرا تا حد مرگ بردند٬ صداي ما از سلول زندان به گوش کسي نميرسد.

 سعيد ملک پور که به اتهام  برنامه نويسي براي وبلاگ ها به اعدام محکوم شده است او شهروند کانادا است.

عبدالرحمن حیدري، طاها حیدري، جمشید حیدري، منصور حیدري و امیر معاوي که متاسفانه عکسهايي از اين چند نفر در دسترس نبود. ٬ و تعداد زيادي ديگري هستند که در زندانهاي حکومت اسلامي در انتظار اجراي حکم اعدام هستند. بايد متحدانه به پا خاست و عليه اين جنايات حکومت اسلامي بيش از پيش اعتراض کرد. زندانيان و محکومين به اعدام انتظار دارند که ما براي نجات جان آنها بيش از پيش فعاليت کنيم.

کميته بين المللي عليه اعدام
۲۱ آوريل ۲۰۱۲

 
Mina Ahadi
International Committee against Execution
International Committee against Stoning
Email: minaahadi@aol.com
Tel: 0049 (0) 1775692413
http://notonemoreexecution.org
http://stopstonningnow.com/wpress/